خرید بک لینک
روشنایی خودش رو از پنجره بزرگ اتاق راه میده میون مولکول های تاریکی ک کف تا سقف اتاق و پا تا سر منو در برگرفته، ساعت 5:11 دیقست و من از انتخابم راضی ام.شاید ساعت از دو ک میگذره کم کم همه چیز معنی خودشو

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:08

باز رفتم رو مود سگ اعصابی
هرموقع اینطورم بعدش پریود میشم :/
و هردفه خیالم راحت میشه ک "خب از دلتنگی برا اون یا از بی ظرفیت شدن دوبارم" نیس و فقط ترشح ی سری هورمون و کوفت زهرمار بوده!
اما اگ اینبارم پریود شم میشه سه بار توی یک سیکل!
یکم نگران کنندست:/

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:08

عاقا من ی طوری دلم واسه رادیو چهرازی رفته ک حس میکنم از این ب بعد اونقدر ازش میگم ک زخمی میکنم تون :)

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:08

مثل اون وقتایی که واژه ها رو اونقدر تکرار میکنی تا معنی شونو از دست میدن، این فکر و خیال ها و اندوه رو اونقدر تکرار کردیم تا همه حس و حال و معنی شون پرید! حالا دیگه نه اونقدر ها غمگینیم و نه اونقدری ک باید شاد.

برچسب: نویسنده: پارسا کاظمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 17:08

صفحه بندی